شعر کودکانه ی یاد خدا

کودک نماز یاد خدا

 

قاب خالی

يه روز دلم گرفته بود

كنج اتاق نشستم

 

با دلي پر ز غصه

زانو بغل گرفتم

 

اشكاي دونه دونه

مي ريخت به روي گونه

 

دلم كه بيقرار بود

هي مي گرفت بهونه

 

رفتم وضو گرفتم

رو به خدا نشستم

 

گفتم خدا ، مهربوني

درد منو تو ميدوني

 

از غصه ها بكن رها

اين دل بي تاب  مرا

 

دلم كه بيقرار بود

ميون سينه لرزيد

 

از اون بالا بالاها

نوري به قلبم تابيد

 

اندوه و بيقراري

پا به فرار گذاشتند

 

به جاش اميد و شادي

تو قلبم پا گذاشتند

 

ياد خدا به دلها

اميد ميده با شادي

 

با ياد اون مهربون

از رنج وغم، آزادي

 

جهت عضویت در کانال غنچه های انتظار روی لینک کانال کلیک نمایید.

لوگو ی غنچه های انتظار تیره

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × سه =