داستان کودکانه حضرت عیسی علیه السلام و زن شکرگزار

حضرت عیسی

حضرت عیسی علیه السلام که یکی از پیامبران خوب خدا است روزی  که با خدای خوب و مهربون داشت حرف می زد گفت راستی  خدای مهربونم می خواهم بدانم چه کسی در بهشت درجه اش مثل من هست.

به حضرت عیسی گفتند  یک زنی هست که در بهشت باتوست

 

آدرس آن زن را گرفت و رفت؛ آدرس خرابه ای بود به خرابه رسید

خرابه

وارد خرابه شد دید که در آنجا زنی نشسته است آن زن هم نابینا بود و هم فلج،  سخت بیمار شده بود و دست و صورتش هم به خاطر مریضی خراب شده بود با پارچه کهنه ای خودش را پوشانده بود.

 

داشت با خداوند صحبت می کرد تا اینکه حضرت عیسی (علیه السلام) به آن زن سلام کردند زن با وجود اینکه نمی دید در جواب سلام گفت: «علیک السلام یا روح الله» یعنی سلام بر تو ای روح الله (روح الله اسم دیگر حضرت عیسی است.

حضرت عیسی با تعجب پرسید از کجا فهمیدی من اینجا هستم!

آن زن گفت: آن کسی که من را به تو معرفی کرده بود ترا هم به من معرفی کرده است یعنی من هم از خداوند خواسته بودم که به من نشان بده که با چه کسی در بهشت هم درجه هستم که خدا شما را به اینجا آورد.

بچه ها آن زن یکسره و دائما از خدا  تشکر می کرد و به خاطر نعمتهایی که خداوند به او داده بود شکر گزاری می کرد

حضرت عیسی با تعجب گفت برای چه شکر می کنی در حالی که ظاهرا هیچی نداری تازه این همه هم مریضی و گرفتاری داری؟

آن زن که خدا را خوب شناخته بود با یک حالت خوبی گفت : چرا خدا را شکر نکنم در حالی که خدا

قلبی به من داده که شکرگزار خداست

زبانی به من داده که یکسره با خدا حرف می زند (ذاکر)

و بدنی به من داده که در برابر گرفتاری و مریضی محکم و صبور است

بچه ها «امام زين‌العابدين(عليه‌السلام)» می فرماید:

خداوند بندگان شكور و سپاسگزار خود را دوست مي‌دارد.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − هجده =