داستان کودکانه بازسازی کعبه

1خانه کعبه

قاب خالی

 

 

 

 

حضرت ابراهیم یکی از پیامبران خدا بود که پسری به نام اسماعیل داشت.ابراهیم دور از پسر خود زندگی می کرد و بعضی وقتها برای دیدن او می آمد .

 

اما این بارکه به دیدن اسماعیل می رفت ،فقط از روی دلتنگی و دیدار پدر و فرزندی نبود،بلکه از طرف خدا مامور شده بود که کار بسیار مهمی انجام دهد .خداوند به او فرمان داده بود که ساختمان خانه ی خدا را بسازد تا مردم خدا پرست از آن به بعد برای پرستش و زیارت خانه ی خدا به آنجا بیایند.

 

ابراهیم که به حجاز رسید دنبال اسماعیل گشت و بالاخره او را در کنار آب زمزم پیدا کرد که زیر سایه ی درختی نشسته بود .اسماعیل از دیدن پدر خیلی خوشحال شد و او را بغل کرد و بوسید.

 

سپس ابراهیم از ماموریت خود برای اسماعیل گفت،تپه ای کنار آنها قرار داشت که ابراهیم به آن اشاره کرد و گفت اینجا مکانی است که خدا دستور داده خانه اش را بسازم.اسماعیل نگاهی به پدر کرد و گفت : من هم به شما کمک می کنم.ابراهیم و اسماعیل با امید به خدای مهربان بیل و کلنگ را برداشتند و سراغ آن تپه ی بلند رفتند.ابتدا آن تپه را خراب کردند تا به زمین صاف رسیدند.سپس به جای آن تپه شروع کردند به ساختن بنای خانه ی خدا.

 

در حال ساختن خانه ،ابراهیم با خدا راز و نیاز می کرد:((خدایا،این عمل ما را از ما قبول کن.تو شنوا و دانا هستی .خدایا،به ما کمک کن که از مسلمانان واقعی تو باشیم و از نسل ما مردم مسلمانی باشند تا در این مکان مراسم زیارت تو را به جا آوردند….))

 

 

 

کم کم پایه های اصلی ساخته شد.اسماعیل به پدر کمک می کرد و برای او سنگ و وسایل کار را می آورد وابراهیم با شور و شوق مشغول ساختن خانه بود تا اینکه دیوار ها ساخته شد و قد ابراهیم به او اجازه نمی داد که قسمتهای بالای دیوار را بسازد و بخاطر پیری توان بلند کردن سنگهای سنگین را نداشت.به همین دلیل از اسماعیل خواست تا سنگ بزرگی پیدا کند تا زیر پایش بگزارد و و به کارش ادامه دهد.اسماعیل به دنبال سنگ می گشت که بالاخرهسنگ خوبی را پیدا کرد و آن را برای پدر آورد.ابراهیم روی سنگ ایستاد و کار بنایی خود را با لطف خدا و کمک اسماعیل ادامه داد تا این که کار به پایان رسید و افتخارساخت آن برای همیشه برای ابراهیم باقی ماند.از آن زمان تا این لحظه آن خانه زیارتگاه مسلمانان است و هر ساله مردم زیادی برای زیارت خانه خدا و بجا آوردن مراسم حج به آنجا می روند.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + چهار =